9 اشتباهی که بسیاری از طراحان مرتکب می‌شوند

همیشه از سوی دوستان و دانش­‌آموزانم از من خواسته شده که درباره لوگوهایی که طراحی می‌کنند نظر بدهم و نقد کنم. من علاقه‌ای به نقد ندارم. به خصوص وقتی‌ چیز مثبتی برای گفتن پیدا نمیشود، این کار خیلی برایم دشوار می‌شود، با این حال خوشحال می‌شوم که هنرجوها را در تکامل بازی­‌هایشان و مسیر حرفه­‌ای­‌شدن کمک کنم. سالها کار و تجربه در خلق برندها و هویت‌های گوناگون به من اجازه داده است که به سادگی بتوانم الگویی از اشتباهاتی که طراحان در ساخت لوگوها مرتکب می‌شوند را پیدا کنم. بعضی از این اشتباهات بسیار بزرگ‌اند و باید به طور کامل از آنها اجتناب کرد، اما بعضی دیگر را می­‌توان بنا بر پروژه مورد ارزیابی قرار داد.

چه شما طراحی باشید که میخواهید مهارت‌هایتان را بهبود بخشید، و چه صاحب کسب‌وکاری هستید و می‌خواهید که با فرآیند خلق یک لوگو آشنا شوید، این مقاله به شما می‌کند که از اشتباهات دیگران بیاموزید و از اتلاف زمان در طراحی و سرمایه­‌گذاری زیان­‌آور بر یک طرح بپرهیزید.

 

1. طراحی بدون یادداشت­‌برداری

واقعیت این است که بسیاری از ما در این مورد سهل‌انگاری می‌کنیم. البته که طراحی بدون یادداشت­‌برداری­ امکانپذیر است، اما این کار کمک می‌کند که پیش از طراحی از هر آنچه در ذهن هست خلاص شد و شروع به فکرکردن درباره سوژه کرد. این کار هم به صرفه­‌جویی در زمان کمک می­‌کند و هم به بلوغ یافتن ایده اولیه.

یادداشت­‌برداری­ها به طراحان کمک می­‌کنند که در مورد آنچه برای کار نیاز دارند و چگونگی رسیدن به آن، به خوبی فکر کنند. همچنین می­‌توانند نقشی کلیدی میان طراح و مشتری بازی کنند. همیشه یک طراح در شروع به کار از بینهایت امکانی که در پیش روی خود میبیند سردرگم است و نوشتن در مورد سوژه به او کمک می­‌کند که از این شرایط رهایی یابد. در عین حال مشتری نیز نمی­‌داند که از پروژه دقیقا چه می­‌خواهد و تا کجا می­‌تواند از طراح انتظار داشته باشد. چنین یادداشت­‌هایی بسیاری از ابهام­‌های مسیر را برای وی مشخص می‌سازند.

من درباره یادداشت­‌برداری بسیار جدی هستم و بر آن تاکید دارم. کار بدون یادداشت­‌برداری آغازی برای یک فاجعه است. اگر می­‌خواهید لوگوهایی با کیفیت بسیار بالا طراحی کنید و در سطحی بسیار حرفه­‌ای رقابت داشته باشید، برای هر پروژه باید یک مجموعه یادداشت تهیه کنید.

 

2. طراحی برای خودتان

طراحی به سادگی می­‌تواند به یک فعالیت شخصی و جالب تبدیل شود، بنابراین دانستن اینکه لوگو برای چه کسی طراحی می­‌شود نکته­‌ای حیاتی است. این مساله تنها برای طراحان هم نیست، سفارش­‌دهنده­‌ها نیز در بسیاری موارد به دلیل دخالت­‌دادن سلیقه شخصی­‌شان در طراحی به جای توجه به نیاز مخاطب گناهکارند.

به عنوان یک طراح باید بفهمید که مخاطب هدف شما کیست و تا جاییکه می­‌توانید در مورد او یاد بگیرید. از هر جا که می­‌شود باید با مخاطب ارتباط برقرار کرد و با او در مورد پروژه به صحبت نشست. به چیزی که مخاطب­‌هایتان می­‌گویند گوش کنید و در فرآیند کار از آنها استفاده کنید.

باید به همه، بویژه صاحبان مشاغل کوچک، هشدار دهم: هرگز کاملا به سلیقه و تفکر خودتان در مورد یک لوگو تکیه نکنید. شما باید به مخاطبان‌تان فکر کنید و دیدگاه خودتان را تا مرز نگاه آنها گسترش دهید. همیشه از یک طراح حرفه­‌ای برای ترجمه ذهنیت­‌تان به یک طرح استفاده کنید. در غیر اینصورت شما نیز به جمع دارندگان لوگوهای بد اضافه خواهید شد.    

 واقعیت این است که آموختن اینکه چگونه می­‌شود کفشی را به پای مخاطبین پوشاند، مهمترین مهارتی است که یک طراح می­‌تواند یاد بگیرد. به خاطر داشته باشید که برای مخاطب‌تان طراحی کنید، و نه خودتان.

 

3. نفهمیدن هدف مشتری

هر کسی در حرفه­‌اش هدف مختص به خودش را دارد و این نکته­‌ای بسیار حیاتی است که هر طراح باید در نظر گیرد. این می­‌تواند هر چیزی باشد، از تکیه بر فرمولی محرمانه (مانند کوکاکولا) تا تاکید بر منحصربفردبودن (مانند گوگل) و خلاق بودن (مانند اپل).

من نمی­‌گویم که شرکت­‌ها باید اهدافشان را به صورت نوشتاری در لوگوهاشان وارد کنند، که این بسیار مسخره است. لوگو قرار نیست یک بیانیه باشد، اما فهمیدن جنبه­‌های عملی کار می­‌تواند در اغلب موارد به تولید ایده­‌ها کمک کند.

برای من این اولین چیزی است که می­‌خواهم بفهمم. همواره این کار مانند یک افسون جواب می­‌دهد. شناخت اهداف شرکتی که برای آن طراحی می­‌کنید، به شما در پیداکردن رویکردی منحصربفرد در طراحی لوگو کمک می­‌کند. هر شغلی فرشته خود را دارد و یافتن آن در ساخت یک برند بسیار ارزشمند است.

 

4. عدم توجه به جایگاه برند

برندسازی مفهومی است که بسیار فراتر از ساخت یک هویت قدم می­‌گذارد. برای طراحی یک لوگو که دقیقا هسته هویت یک برند است، باید جایگاه برند فهمیده شود.

منظور از جایگاه برند، ارتباط یک برند با سایر برندها است که در اغلب موارد نیز رقیب یکدیگر هستند. ساده­‌ترین راه برای تحلیل این جایگاه استفاده از نمودار بازاریابی معروف به "نقشه ادراکی" است. این نقشه محصول قراردادن برندها در یک نمودار بر طبق درک شما از یک برند نسبت به سایر برندها است.

اگر با بازاریابی آشنایی کامل ندارید و بنظر گیج­‌کننده می­‌آید، نگاهی به نمودار زیر بیندازید که می­‌تواند بسیار کمک کند. در اینجا من چند برند شکلات را در ارتباط با کیفیت و قیمت آنها مقایسه کرده­‌ام.

*** به تصویر بالای مقاله رجوع کنید

فهمیدن زمینه تحلیل، میزان کاربرد، میزان ماندگاری و سایر ابعاد تحلیل بسیار مهم هستند و یک نقشه ادراکی خوب می­‌تواند جنبه­‌های مختلفی را روشن کند. چنین نقشه­‌ای کار را برای اینکه متوجه شوید سبک لوگویی که می­‌خواهید طراحی کنید و چگونه باید باشد، بسیار ساده می­‌کند و شانس پذیرش آن را در میان مخاطبان افزایش می‌دهد.

 

5. نداشتن تحقیقات کافی

فهمیدن هدف مجموعه‌­ای که برای آن طراحی می­‌کنید و شناخت جایگاه برند در طراحی یک لوگوی موفق بسیار ضروری هستند، اما اینها تنها تحقیقاتی نیست که باید انجام دهید.

با گذاشتن زمان کافی برای تحقیقات، شما می­توانید بستر شغلی موردنظر خود را بیابید؛ چه کسانی اولین و دومین رقبای کاری هستند؟، کجا و چگونه لوگو استفاده می­‌شود؟، و مخاطب اولیه شرکت کیست؟

اینترنت به سادگی در دسترس شماست و به سادگی می­توانید چیزهای زیادی را درباره مجموعه موردنظر خود پیدا کنید. به یاد داشته باشید که گوگل یک دوست خوب برای شماست و می­‌توانید هر آنچه می­‌خواهید بدانید را از او بپرسید.

حقیقت این است که اغلب مشتریان نمی­‌دانند که چگونه باید از طرح در پیشبرد کار خود استفاده کنند و آنها اطلاعات اولیه­‌ای را که مورد نیاز طراحی است به شما نمی­‌دهند. از اینکه سوال کنید نگران نباشید، حتی اگر بسیار ابتدایی باشند. هر چه اطلاعات شما بیشتر باشد، طرحی بهتر خواهید داشت.

 

6. عدم توجه به محدودیت­های بازتولید طرح

این یک اشتباه قدیمی است. اینجا جایی است که حتی بسیاری از طراحان بزرگ اشتباه می­‌کنند، چرا که آنها به رسانه­‌هایی که در آینده لوگو در آنها ظاهر خواهد شد، توجه نکرده­‌اند. موارد زیادی است که باید آنها را مدنظر قرار دهید، اما خبر خوب این است که پرهیز از این اشتباه به راحتی قابل حل است.

تمام چیزی که نیاز دارید پاسخ به چند پرسش است: آیا مشتری شما به چاپ لوگو بر روی خودکار برای تبلیغاتش نیاز دارد؟ آیا لوگو در وسائل بزرگ و اندازه­‌های بسیار عظیم نصب خواهد شد؟ فکر کنید که لوگو پس از اتمام کار، چگونه استفاده خواهد شد.

حتی اگر لوگوی شما در یک وبسایت، در اندازه­‌های کوچک و اندازه­‌های بزرگ بسیار زیبا به چشم آید، باز هم ممکن است مواردی پیش بیاید که شما فراموش کرده­‌اید. مثلا فکر کنید که چه شرایط مضحکی است اگر طرح شما رضایت مشتری را به کلی بدست آورده باشد، اما نتوان آن را بر روی لباس را چاپ کرد.

نکته مهم این است که اگر می­‌خواهید لوگوی شما قابلیت استفاده در هر سطحی را داشته باشد، تا جای ممکن آن را ساده کنید.

 

7. گزینه­‌های زیادی را ارائه دهید

اگر یک توصیه باشد که من به شاگردانم داشته باشم، همین است. بسیاری از طراحان بعد از سفارش کار چندین طرح متفاوت در پیش روی مشتری می­‌گذارند و این اشتباهی است که بسیاری از ما علیرغم تجربه­‌هایی که داشته­‌ایم، مرتکب می­‌شویم.

طراحان جوان به تمرین­های بسیاری برای بالابردن مهارت‌هایشان نیاز دارند تا بتوانند زبان زیبا­شناسانه خودشان را تثبیت کنند و به اندازه کافی در به حداقل رساندن گزینه­‌های ارائه­‌شده در طراحی یک لوگو اعتماد به نفس پیدا کنند. رسیدن به این هدف بدون تجربه کافی بسیار دشوار است.

از سوی دیگر بعضی از طراحان گزینه‌­ها را بسیار بالا می­برند که توانایی خود را در خدماتی که عرضه می­‌کنند، به رخ بکشند. من می­‌فهمم که چرا آنها چنین می­‌کنند، اما تصور نمی­‌کنم که این راه درستی برای این کار باشد.

هر تعداد که طرح و ایده جلوی مشتری خود بگذارید، پایان داستان این است که او تنها یکی از گزینه­‌ها را انتخاب خواهد کرد، بنابراین آیا بهتر نیست که از همان ابتدا بر روی یک ایده که تصور می­‌کنید بهترین است متمرکز شوید، و وقت و انرژی خود را در ساخت راه­‌حل­‎های متفاوت هدر ندهید؟

اما مشتریان از من طرح­‎های متفاوت می­خواهند. چه باید بکنم؟

بله، این درست است. این دیگر به توانایی شما بستگی دارد که با چه شیوه­ایی مشتری خود را توجیه کنید و به او توضیح دهید که چگونه هویت کار می­‌کند و چرا باید با گزینه­‌های کمی به آن رسید.

هر وقت که من بر روی یک پروژه هویت­‌سازی­ کار می­کنم، در ابتدا ایده­‌های بسیاری برای طراحی دارم، اما به ندرت بیش از یک طرح را که خودم باور دارم بهترین است، ارائه می­‌دهم. چرا که من زمان زیادی را برای رسیدن به یک برند درخور توجه صرف می­‌کنم، و در مورد توضیح و توجیه آن با کوچک­ترین جزئیات راحت هستم. این بسیار ارزشمندتر از ارائه چندین گزینه است.

 

8. وابستگی به افکت­های دیجیتال در طراحی یک لوگو

چه اتفاقی برای لوگوی شما می­‌افتد بعد از اینکه تمام افکت‌های دیجیتالی مثل ترام­‌ها، انعکاس­‌ها و سایه­‌ها را حذف می­‌کنید و لوگو را به رنگ سفید بر روی یک زمینه سیاه قرار می­‌دهید؟ اگر هنوز می­‌توانید لوگو را به خوبی ببینید، کارتان را خوب انجام داده­‌اید، اگر نه که باید به طرح دیگری فکر کنید.

استفاده از افکت‌های دیجیتال برای اینکه طرحی ضعیف را قوی نمایش دهد کار ساده‌ای است. تنها به دانشی ابتدایی در استفاده از فتوشاپ نیاز دارد. اما این لوگوها طرح­‌های مناسبی برای ساخت هویت‌های بلندمدت نیستند و نمی‌توانند ارزش‌های یک برند را نمایندگی کنند.

قانون بنیادین در طراحی لوگو، طراحی به ساده­‌ترین شیوه است. وقتی که ساختار اصلی و جوهره لوگو به دست آمد، آن‌وقت می­‌توانید بنا بر شرایط موجود از افکت‌های دیجیتالی برای نمایش بهتر آن استفاده کنید ..... اما نه هرگز در ذات طرح.

 

9. ناتوانایی در توضیح طرح

فاجعه است که مشتری درباره طرحی که ارائه داده‌اید سوال بپرسد و تنها چیزی که شما برای گفتن داشته باشید این باشد که "من اینطور طراحی کردم چون بنظرم خوب می‌رسید." به محض اینکه از عبارت "دوست دارم" استفاده کنید به مشتری خود اجازه داده‌اید که او هم همین را تکرار کند و بحث به جدالی سخت بر سر سلیقه تبدیل شود. خودتان حدس بزنید که چی کسی شکست خواهد خورد...!

درباره هر پیکسل از لوگو قبلا باید فکر شده باشد. در پشت ظاهر طرح حتما ایده‌ای باید وجود داشته باشد. کلیت نتیجه باید خلاصه‌ای محکم جهت فهمیدن داشته باشد. اگر این گام را محکم بردارید، مطمئن باشید که جواب همه سوال‌ها را خواهید داشت و میتوانید لوگوی خود را به همه نشان دهید.

اگر طرح شما بر پایه دانش و تجربه­‌ای بنا شده باشد که مشتری شما نداشته است، می­‌توانید به خود امیدوار باشید که قدم در دنیای حرفه­‌ای­‌ها گذاشته­‌اید و مشتر­یان شما به انتخاب‌های شما احترام خواهند گذاشت، چرا که متوجه خلاء خود در بحث و جدل با شما خواهند شد. این آن چیزی است که گندم را از پوسته خود در صنعت طراحی جدا می‌کند.

 

 

  • نتیجه‌گیری

به قول النور روزولت، شما نمی­‌توانید به آن اندازه زندگی کنید که همه اشتباهات را خودتان تجربه کنید، بنابراین سعی کنید که از اشتباهات دیگران یاد بگیرید.

چیزی بهتر از یادگیری از اشتباهات خود در طراحی وجود ندارد. بنابراین خیلی در مورد خودتان متکبر نباشید و وقتی چیزی غلط است از آن شرمنده نشوید. اشتباهات هستند تا ما رشد کنیم، نه برای اینکه ما را به پایین بکشند.

 

------------------------------------------------------------------

منبع : www.webdesignerdepot.com